فرشته چراغی – قهرمانداستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۰۵-۰۴فرشته چراغی: قهرمان – س …لا….م خا…نم. سرم را بلند کردم. احمد اسفندیاری با صورتی رنگ پریده و چشمانی بیروح، ... ادامه مطلب
فرشته چراغی – دستمال سفیدداستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۰۳-۱۶«دستمال سفید» در انتهای کوچهی بن بست، کنار درِ بزرگِ آبیرنگی که پیچکها از دیوارش آویخته و یاسهای رازقی لابهلای ... ادامه مطلب
فرشته چراغی – ماهرخ( فصل اول)Blue Dinosaur۱۴۰۳-۰۲-۰۶به چهارراه که رسیدم، چراغ قرمز شد. تنگِ غروب بود و سایهها از زیر تیغ گلگون خورشید، کش آمده بودند. ... ادامه مطلب