عادل سادات – پولیگونهای پلچرخی کابل (فارسی دری)داستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۰۷-۲۰پولیگونهای پلچرخی کابلسید عادل ساداترده سنی: + ۱۴ لبی به فنجان چای زد، گرم بود گذاشتش بالای میز و به ... ادامه مطلب
اعظم حسینی – جهان خاکستریداستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۰۷-۰۸ردهی سنی: ۱۶+ جهان خاکستری مستقیم به آسمانِ نیلی چشم دوخت و گفت: 《متاسفم، اما لازمه که بدونی…》دلواپس و نگران، ... ادامه مطلب
نعیمه میرزا علی – سر دارداستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۰۷-۰۳سر دار میخواهم روی زانوهایم خم بشوم و تا ابد همانطور بمانم؛ اما باید آغوشم را باز کنم تا او ... ادامه مطلب
مریم فرزانه – رفیقداستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۰۶-۲۴ردهی سنی: +۳روی صخرهی کنار ساحل بر سر لاشهی پوسیدهی مارتین فرود آمدم. با قدمهایی لرزان دور او چرخیدم. بااندوه ... ادامه مطلب
مژگان قمری – دربندداستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۰۶-۱۸سوسویِ نور آفتاب از پنجره عبور کرد و به محض آن که غلتید، چشم هایش را زد! شتابزده و با ... ادامه مطلب
اعظم حسینی – آبجی فالیداستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۰۶-۱۸رده سنی: ۱۶+ آبجی فالی* با ترس و احتیاط از مطبخ دودزده و سردی که با خواهران و پدرش شب ... ادامه مطلب
افشین نجومی – صد هزار و دو نفرداستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۰۶-۱۷صد هزار و دونفر گوش چپم به شدت میان انگشتان قدرتمندش پیچ میخورد و کِش میآمد.گردنم از یکطرف کج شدهبود ... ادامه مطلب
تینا آقا محمدی – آیلانداستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۰۶-۱۷آیلان چشمهایش را که باز کرد، خود را روی شنهای ساحل دید. موجهای آرام دریا به پاهایش میخوردند و از ... ادامه مطلب
کامبیز سنجری – توپ، تانک و رزایتنامه!داستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۰۵-۲۶امروز سالگرد ورود اسرا به کشور است.این داستان را تقدیم میکنم به همهی آن عزیزانی که رفتند و برنگشتند و ... ادامه مطلب
مهلا پرموزه – عشق تبعیدیداستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۰۵-۲۳عشق تبعیدی خوشحال و خندان در خانه را باز کرد؛ بالاخره بعد از مدتها ممنوعالخروج بودن، قرار شد با یک ... ادامه مطلب