مرضیه نودهی – لبخند آسمانداستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۱۲-۱۹«لبخندِ آسمان»مرضیه نودهی ردهی سنی: ۱۲+ پاها را محکمتر در آغوش فشرد. سرش را گذاشت روی زانوهای لاغرِ خود. کلمهها ... ادامه مطلب
هنگامه آریانی – بیگناهداستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۱۲-۱۸“بی گناه” سایهی گربه که روی ایوان در حال لیسیدن دست و پایش بود بر پردهی چلوار سفید هال، نگاه ... ادامه مطلب
جیران خاقانی – مهر سکوت، اعدام خاطرهداستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۱۲-۱۸مهر سکوت، اعدام خاطرهجیران خاقانی +16 همان طور که با چشم هایی نیمه باز سرم را به پنجره ماشین تکیه ... ادامه مطلب
سوفیا قدسی – شاید آنها فرشته بودندداستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۱۲-۱۸شاید آنها فرشته بودند(فصل اول)شکست:هاله خانم در اتاق را آرام باز کرد. صورتی درهم کشید و در حالی که دستمال ... ادامه مطلب
فاطمه زهرا اکرامی – کاش به دَه نمیرسیدداستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۱۲-۱۸کاش به دَه نمیرسید ۱فاطمه زهرا اکرامی@fatemehzahraekrami +18 خانهی ما انتهای کوچهی صادقیه بود. حیاط بزرگی داشت و آفتابِ صبح، ... ادامه مطلب
مرضیه نودهی – نجواهای بی صداداستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۰۹-۱۴رده سنی: +۱۲مرضیه نودهی نجواهای بی صدا نگاهش را دور تا دور اتاق چرخاند و رسید به جسمِ روی تخت ... ادامه مطلب
جیران خاقانی – زنده باد مرگ، مرده باد زندگیداستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۰۹-۱۳«زنده باد مرگ، مرده باد زندگی» #جیران_خاقانی 🖋️+16 زودتر از بقیه به خانهباغ رسید. ماشین را از کارواش تحویل گرفته ... ادامه مطلب
سوفیا قدسی – زندگی خصوصی مامانداستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۰۸-۲۷زندگی خصوصی مامان:سوفیا7+بهار بود و آسمان هم برای همدردی با او چشمانش آمادهی باریدن. مثل همیشه پنجرهی آشپزخانه باز بود، ... ادامه مطلب
هنگامه آریانی – پنجره را باز میکنمداستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۰۸-۲۶“پنجره را باز میکنم” □مُردی. دو روز پیش مُردی. دیروز جسم بیجانت را میان خانه پیدا کردند و به گمانم ... ادامه مطلب
فرزانه علیدوست – ققنوسداستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۰۸-۱۲داستان: ققنوسنویسنده: فرزانه علیدوسترده سنی: +16 تهران سال ۱۹۴۵ ( ۱۳۲۴ خورشیدی) به دقایق پایانی کلاس نزدیک میشدیم. با اشتیاقی ... ادامه مطلب