بهاره منفرد – آغوشهایی چراغانیداستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۰۵-۲۳#آغوشهایی_چراغانی مرد جوان پک محکمی به سیگار زد و برای آخرین بار محتویات داخل جعبه را از نظر گذراند. سیگار ... ادامه مطلب
هنگامه آریانی – ساعت صفرداستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۰۵-۲۲ساعت صفر “زهررررر ماااار…کلهی صبح تو کوچه چی ور میزنی آخه؟ مردم دوزار شعور ندارن…”رانندهی وانت خرید ضایعات که حالا ... ادامه مطلب
احسان خانجانی – آن مردداستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۰۵-۲۲“آن مرد” دستانم بوی خون میدهند اما، این بو را از کجا میشناسم. چطور با اطمینان از آن صحبت میکنم. ... ادامه مطلب
سمانه حسینی – مَهاداستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۰۵-۰۴دیر وقت است. همهی اهل خانه خوابیدهاند و من خوابم نمیبرد. با اینکه سر شب قرصهایم را خوردهام ولی هر ... ادامه مطلب
فرشته چراغی – قهرمانداستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۰۵-۰۴فرشته چراغی: قهرمان – س …لا….م خا…نم. سرم را بلند کردم. احمد اسفندیاری با صورتی رنگ پریده و چشمانی بیروح، ... ادامه مطلب
مهدی بمی نژاد – سلیمانداستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۰۴-۳۰سلیمان کوچهی تکیه، محل تجمع لولیها بود. ابتدا یک خانه داشتند که البته نامش را هر چیزی میشد گذاشت الا ... ادامه مطلب
طاهره علمچی میبدی – انتظارداستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۰۴-۳۰انتظار باران با سرانگشتش به پنجرهی اتاقم ضربه میزند. یک لحظه هم، خواب به چشمم نمیآید. به آسمان زل میزنم. ... ادامه مطلب
فرشته چراغی – دستمال سفیدداستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۰۳-۱۶«دستمال سفید» در انتهای کوچهی بن بست، کنار درِ بزرگِ آبیرنگی که پیچکها از دیوارش آویخته و یاسهای رازقی لابهلای ... ادامه مطلب
بهاره منفرد – آن شب گیشاداستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۰۳-۱۶#آن_شب_گیشا کمی پس از پخشِ آژیر خطر از تلویزیون، برق قطع شد. – هرجا هستی، همونجا بمون. تاریکه، یه وقت ... ادامه مطلب
لیلی نوروزی – میم مثل مریم، مثل مرتضیداستان و داستان نویسی۱۴۰۳-۰۳-۱۵میم مثل مریم، مثل مرتضیلیلا نوروزی م…م…ممم.باز صدایم میزنی. خودم را میرسانم بالا سرت. پیراهن سفیدت را میاندازم روی تخت. ... ادامه مطلب