مهناز پیام – عروسکِ بارانداستان و داستان نویسی۱۴۰۲-۱۰-۳۰عروسکِ باران چهار ساعت وچهارده دقیقه، شاید هم چهار قرن و هزار کوچ گذشته بود. وارد حمام شد و لباسهایش ... ادامه مطلب
کامبیز سنجری- خطالراسداستان و داستان نویسی۱۴۰۲-۱۰-۲۹خطالراس سرعتمان را کم کردیم و به ساختمان قرمز رنگ محل استراحت اسکیبازها نزدیک شدیم. سفید، رنگیست که اینجا حکمفرمایی ... ادامه مطلب
معصومه نوروزی – نیمکتداستان و داستان نویسی۱۴۰۲-۱۰-۲۹روی صفحهٔ مانیتور به آن تصور خیره شده بودم. بهار همان سال بود. با یادآوریاش هم قند توی دلم آب ... ادامه مطلب
هنگامه آریانی – سوداداستان و داستان نویسی۱۴۰۲-۱۰-۲۹صدای غرش رعد شیشه را لرزاند. سرگردان میان دنیای خواب و بیداری به صدای برخورد دانههای سراسیمهی باران روی حلبهای ... ادامه مطلب
زهرا بویری – نبض تپندهداستان و داستان نویسی۱۴۰۲-۱۰-۲۹نبض تپنده صدای خروپفش بلند شد. به آرامی بیرون رفتم و توی ایوان ایستادم. سرما چون وروجکی ریز و بیصدا ... ادامه مطلب
هنگامه آریانی – پرده آخرداستان و داستان نویسی۱۴۰۲-۱۰-۲۹سرپرستار بالای سرم غرولند کنان به پرستاری که مسئول رسیدگی به من است، گفت :”آنژیوکت بیمار باید عوض بشه.”پرستار شبیه ... ادامه مطلب
هنگامه آریانی – بهارداستان و داستان نویسی۱۴۰۲-۱۰-۲۹میانهی راه ایستاد. سرش را چرخاند و با نوک انگشتان برای دخترکش که از لای نردههای راه پله، رفتن او ... ادامه مطلب
حنا حسینی – امید و دیگر مردگانداستان و داستان نویسی۱۴۰۲-۱۰-۱۵امید: امید الوند عاشق راه رفتن بود. معتقد بود آدمی تا وقتی راه می رود زنده است.قدمهایش سبک بود، مثل ... ادامه مطلب
ریوان اشکفتکی – ساساتداستان و داستان نویسی۱۴۰۲-۱۰-۱۵“نگران نباشید چیز مهمی نیست، ماشینتون خفه کرده باید طی مسیر ساسات رو آروم آروم فشار میدادید”سهچهارتا مرد ماشین را ... ادامه مطلب
جیران خاقانی – پسرک طلا شدهداستان و داستان نویسی۱۴۰۲-۱۰-۱۵دام نگاهش نه در پی ماهیان، که از برای تور کردن رویایش به امواج بیانتها چنگ میانداخت. قلاب ماهیگیری دست ... ادامه مطلب